اخبار
اخبار

نگاهی دقیق‌تر به اینترنت صنعتی

2021-12-29 506


در تولید انبوه سنتی در مقیاس بزرگ، حداقل سفارش هزاران یا حتی ده‌ها هزار قطعه لباس مورد نیاز است تا کارخانه مایل به پذیرش سفارش باشد و بتواند از عهده کارگران باتجربه و پارچه‌های با کیفیت تضمین‌شده برآید. تنها پس از اینکه ۲۰۰ کارگر به مدت یک ماه مشغول به کار بودند، می‌توان کالاها را تحویل داد.

اگر از این نوع کارخانه بخواهید که فقط با ۱۰۰ عدد، لباسی برای شما بدوزد، عموماً کارخانه آن را قبول نمی‌کند، زیرا این سطح از تولید به کمتر از ده کارگر نیاز دارد و ۱۹۰ کارگر دیگر فقط می‌توانند بیکار باشند.

حتی اگر این پیشنهاد پذیرفته شود، هزینه‌های طراحی، الگوسازی، نمونه‌برداری و معرفی تولید این لباس فقط می‌تواند بین این ۱۰۰ تکه لباس تقسیم شود. این باعث می‌شود هزینه تولید این ۱۰۰ تکه لباس به طور جدی بالاتر از تولید انبوه با همان کیفیت باشد و این یک نقطه ضعف ذاتی در رقابت قیمت خواهد بود.

در نهایت، حتی اگر شما مایل به پرداخت پول باشید و کارخانه نیز مایل به پذیرش آن باشد، احتمال زیادی وجود دارد که تولید این دسته از کالاها به تأخیر بیفتد زیرا سفارش خیلی کم است و کارگران مشغول تولید مقادیر زیادی هستند. فقط در اوقات فراغت خود، تعداد کمی از مردم برای گذراندن وقت به آنجا می‌آیند.

بنابراین اکنون، تولید سفارش‌های کوچک یا دست‌ساز و گران‌قیمت است، یا در کارگاه‌های کوچک ارزان و بی‌کیفیت، مانند برخی تی‌شرت‌ها در نمایش‌های کمدی؛ و واکنش سریع غیرممکن است، مگر اینکه مدیر کارخانه را با آب دهانتان سیراب کنید، او از شما اطاعت خواهد کرد و چند نفر را به شما اختصاص خواهد داد.

 بنابراین، با فرض وجود یک مدل تولید، ساخت ۱۰۰ یا حتی ۱۰ تکه لباس را می‌توان با تولید انبوه ۱۰۰۰ یا ۱۰۰۰۰ تکه مقایسه کرد: هزینه مشابه تولید انبوه است؛ کیفیت و مواد مورد استفاده می‌تواند مانند تولید انبوه باشد؛ زمان تولید می‌تواند مشابه یا حتی کوتاه‌تر از تولید انبوه باشد. 

برخی این مدل را تولید انعطاف‌پذیر، برخی را تولید سفارشی و برخی را تولید واکنش سریع می‌نامند.

در مقایسه با سایر فناوری‌های خیره‌کننده، این مدل تولیدی به هیچ وجه جذاب نیست، اما اهمیت کاربردی آن را نمی‌توان نادیده گرفت.

چون فروشنده‌ها از موجودی کالا می‌ترسند. کسانی که فروشگاه‌های آفلاین باز می‌کنند، از موجودی کالا می‌ترسند.

این فروشگاه در ابتدا انتظار داشت که در این سه ماهه ۳۰۰ عدد از این مدل لباس بفروشد، اما در نهایت ۱۰۰ عدد فروخت. در نهایت، ۲۰۰ عدد از این مدل لباس در انبار داشت. سپس متوجه می‌شوید که بیست مدل مانند این وجود دارد؛

بعد متوجه می شوید که صد فروشگاه این طوری هستند؛ شرکت شما از بین رفته است.

کسانی که در تجارت الکترونیک فعالیت دارند نیز از موجودی کالا می‌ترسند، اما جریان مشتریان آفلاین به ترافیک آنلاین تبدیل شده و فروشگاه‌ها به فروشگاه‌های Taobao و اتاق‌های پخش زنده تبدیل شده‌اند.

اگر نمی‌توانید آن را بفروشید، باید هزینه‌اش را بپردازید. خرید ترافیک برای فروش آن ارزشی ندارد. فقط می‌توانید یک لینک را آویزان کنید و به آرامی آن را هضم کنید و در انبار جمع کنید.

ضمناً، اینفلوئنسرهای پخش زنده اغلب حتی انبار هم ندارند. جمله معروف آقای لی: تلفن‌های همراه مثل غذاهای دریایی هستند، جرات نکنید آنها را انبار کنید. تازه لباس‌ها را هم که دیگر نگوییم. 

همه تاجران می‌خواهند سفارش‌های کوچک بدهند و مقدار کم فروش، موجودی را پر نمی‌کند. اما تولید انبوه این‌طور نیست و با هزینه‌ای که شما دادید، قابل انجام نیست؛

این تاجر همچنین امیدوار است که به محض اینکه محصول محبوب شود، تولید بتواند به سرعت ادامه یابد. اگر ۱۰۰ عدد از آن به فروش برسد، ۱۰۰۰ عدد ظرف سه روز تولید می‌شود تا تمام ترافیک ناشی از مصرف آنی را جذب کند. اما تولید انبوه نیز مخالف است: من مواد اولیه زیادی ندارم، خیلی دیر شده است؛

برای تولید انبوه، ما امیدواریم که ده‌ها هزار، صدها هزار یا میلیون‌ها قطعه را همزمان ارسال کنیم، اما بازرگانان مخالفند و تعداد کمی از فروشگاه‌های آنلاین و آفلاین می‌توانند این کار را انجام دهند. فروش کمی نوسان داشت و شرکت مستقیماً تحت فشار موجودی قرار گرفت.

تولید انعطاف‌پذیر می‌تواند از سفارش‌های دسته‌ای کوچک شروع شود، هزینه‌ها را با تولید انبوه سازگار نگه دارد و به سرعت وارد وضعیت تولید شود، که به نظر می‌رسد مشکل را حل می‌کند.

در تئوری. سختی واقعیت چیست؟ شما باید تمام داده‌ها را در سمت تولید، از جمله جابجایی تجهیزات در سمت تولید و موجودی انبار در زنجیره تأمین، جمع‌آوری کنید تا بتوانید پیشرفت تولید را در هر زمان بدانید و مواد اولیه را در زمان واقعی تخصیص دهید.

همچنین باید تقریباً همه فرآیندها را آنلاین کنید تا کارگران بتوانند دستورالعمل‌ها را دنبال کنند و در هر زمانی فرآیندها را تغییر دهند و به جای اینکه رهبر تیم بارها و بارها آموزش دهد و گشت بزند، اجازه دهید سیستم به کارگران بگوید که در مرحله بعد چه کاری انجام دهند.

شما همچنین باید همین الان همه چیز را دیجیتالی کنید و آن را به یک پلتفرم سیستمی منتقل کنید. می‌توانید فروشگاه‌های آفلاین و تجارت الکترونیک را در جلو متصل کنید و می‌توانید به سیستم لجستیک در پشت متصل شوید. به این ترتیب، سفارشات می‌توانند در اسرع وقت وارد خط تولید شوند و بلافاصله پس از تولید ارسال شوند.
سخته...

 


صبر کنید، به نظر نمی‌رسد کار خیلی سختی باشد... درست. حسگرهایی برای تشخیص تجهیزات وجود دارد؛ محاسبات لبه‌ای برای پیش‌پردازش داده‌ها وجود دارد؛ وسیله‌ای برای انتقال داده در زمان واقعی، 5G وجود دارد؛ محاسبات ابری برای محاسبه پس از تجمیع داده‌ها وجود دارد.

هی، اگه خوب بهش فکر کنی، انگار وجود دارن. این یک الگوی کلاسیک از اینترنت صنعتی است. فناوری‌های موجود را ادغام کنید و آنها را در مقیاس وسیع در بخش تولید به کار بگیرید تا نفوذ داده‌های پرسنل، تجهیزات و مواد اولیه را افزایش دهید، زمان پاسخگویی هر لینک را فشرده کنید و کارایی تطبیق را بهینه کنید.

بهتر است از هوش مصنوعی برای محاسبه اینکه کدام دسته از مواد به کدام ایستگاه ارسال شود، استفاده شود. در نهایت، می‌توان آستانه تولید را کاهش داد، هزینه‌ها را در حد تولید انبوه نگه داشت و سرعت پاسخگویی به تولید را افزایش داد.

سه اینترنت اصلی عبارتند از اینترنت مصرفی، اینترنت صنعتی و اینترنت اعتباری.

مصرف توسط تنسنت، علی، کوایشو توتیائو و دیگران انجام شده و اعتبار توسط دولت هدایت می‌شود.

تنها در اینترنت صنعتی، داده‌های مربوط به بخش تولید هنوز تقریباً خالی است. این هنوز هم کاملاً کسل‌کننده به نظر می‌رسد. علاوه بر اینکه در ساخت کالاها راحت‌تر هستیم و فشار موجودی بسیار کمتری داریم، چه فایده‌ای دارد؟

بسیار مفید. این یعنی ما می‌توانیم با استفاده از داده‌ها، یک هژمونی صنعتی بلندمدت ایجاد کنیم.

زیرا صنعت تولید جهانیِ محصولاتِ فرآوری‌شده از متوسط ​​تا ارزان‌قیمت، تماماً حول محور تولید انبوه می‌چرخد. ما قبلاً فرآوری و تولیدِ نیازمندِ نیروی کار زیاد را به جنوب شرقی آسیا منتقل می‌کردیم، زیرا چنین صنایعی ارزش افزوده پایینی دارند. علاوه بر این، دستمزد کارگران ناگزیر با توسعه اقتصادی افزایش می‌یابد. وقتی این دو با هم تلاقی کنند، صنایع به جنوب شرقی آسیا منتقل می‌شوند که هزینه‌های کارگران کمتر است.

با این حال، اهمیت یک صنعت را نمی‌توان صرفاً بر اساس ارزش افزوده آن سنجید.

ارزش افزوده پوشاک پایین است، اما از تعداد زیادی خوشه صنعتی بالادستی و پایین دستی، از چاپ و رنگرزی گرفته تا لوازم جانبی پارچه و پنبه سین کیانگ، پشتیبانی می‌کند.

به محض شروع این انتقال، بخش عمده‌ای از زنجیره صنعتی در نهایت از چین جدا خواهد شد. تعداد زیادی از مشاغل، مالیات‌ها و محیط تحقیقات علمی و کاربردی مربوطه از بین خواهند رفت.

ظهور یک پارک صنعتی در ویتنام به این معنی است که امروز ممکن است آنها فقط کارخانه‌های خیاطی باشند، اما سال آینده ممکن است یک کارخانه چاپ و رنگرزی جدید بسازند؛ سال بعد، بچه‌هایی که در ویتنام در رشته‌های طراحی و مهندسی لباس تحصیل می‌کنند، می‌توانند شغل پیدا کنند؛ و تا پنج سال دیگر، صنعت ماشین‌آلات دوخت لباس ویتنام شروع به توسعه خواهد کرد.

به ازای هر 10 درصد سود ویتنام، ما باید حداقل سه امتیاز از دست بدهیم. زیرا پس از جابجایی صنعتی، نیروی کار باقی‌مانده ما که از طبقه متوسط ​​تا پایین هستند، نمی‌توانند به طور کامل توسط صنایع تولیدی متوسط ​​تا بالا جذب شوند. اجازه دادن به این کارگران ماهر برای تحویل غذا و انجام کارهای خانه، اتلاف عظیمی از نیروی کار ماهر است.

فقط می‌تواند توسط ساخت زیرساخت‌های ملی یا سرمایه‌گذاری محلی جذب شود. سرمایه صنعتی که در ابتدا در تولید انباشته و به گردش درآمده بود، آزاد شده و به حوزه سرمایه مالی سرازیر می‌شود و فشار سرمایه اضافی را بیش از پیش افزایش می‌دهد.

امپریالیسم آمریکا بهترین نمونه از پیامدهای توخالی شدن صنایع است. و اندازه ما اینجا است، برخلاف کره جنوبی، ژاپن و آلمان. ما می‌توانیم کل کشور را تنها با چند صنعت پشتیبانی کنیم.

صنایع را نمی‌توان به راحتی واگذار کرد. اینترنت صنعتی چگونه می‌تواند انتقال صنعتی را تسهیل کند؟ برای مثال:

در طول این بیماری همه‌گیر، تجارت جهانی پوشاک به نصف کاهش یافت و انتظار می‌رود حجم تجارت جهانی امسال به یک سوم کاهش یابد.

سفارش‌های پوشاک چین به خارج از کشور چقدر کاهش یافته است؟ یک سوم؟ نه؛ یک چهارم؟ نه؛ یک پنجم؟ تقریباً.

تخمین‌های خوش‌بینانه حتی می‌توانند آن را تا کمی بیش از یک دهم کنترل کنند. دستمزد کارگران نساجی ما تقریباً ده برابر کارگران ویتنامی است. چرا حجم تجارت در طول همه‌گیری به این شدت کاهش نیافت؟

زیرا صنعت نساجی در جنوب شرقی آسیا ابتدا فروپاشید. ساخت آنها کاملاً سفت و سخت است. آسیای جنوب شرقی فقط تولیدات در مقیاس بزرگ دارد که فقط شامل نیروی انسانی و کارخانه‌ها می‌شود، بدون قابلیت تنظیم. اگر مشکلی در رنگ یک تکه پارچه وجود داشته باشد، باید به گوانگژو ژونگدا بروید تا یک استاد پیدا کنید؛ اگر مشکلی در یک قطعه تجهیزات خیاطی وجود داشته باشد، باید به ژجیانگ بروید تا یک کارگر پیدا کنید.

درخواست ویزا کنید و به خارج از کشور بروید تا به آنها در حل مشکلاتشان کمک کنید. بنابراین قابلیت تغییر و تنظیم ندارند. فقط جوراب‌هایی که صدها هزار جفت از آنها در سراسر جهان فروخته می‌شود و از یک سبک واحد هستند، برای مدل تولید آسیای جنوب شرقی مناسب هستند.

به محض اینکه بازرگانان با ریسک‌های موجودی کالا و گردش سرمایه مواجه شوند، اولین کسانی خواهند بود که آسیای جنوب شرقی را رها کرده و برای ثبت سفارش به چین باز می‌گردند. چین چی داره؟ این کشور دارای قابلیت‌های انعطاف‌پذیر اساسی است که با تکیه بر خوشه‌های صنعتی شکل گرفته‌اند. در یک شهرک صنعتی پوشاک، پارچه، زیپ و دکمه، سرکارگرانی که می‌توانند کارگران ماهر را پیدا کنند، مراکز فروش تجهیزات تولید، کارگران تعمیر و نگهداری پشتیبان، کارگاه‌های نمونه‌سازی برای الگوسازی و نمونه‌سازی و استودیوهای طراحی که مرتباً کارخانه‌ها را اداره می‌کنند، وجود دارد.

چیزی که کم است، یک تماس تلفنی است. آیا صنعت پوشاک چین واقعاً برای بقای خود به نیروی کار ارزان متکی است؟ صنعت پوشاک چین در واقع به تولید در مقیاس بزرگ و قابلیت‌های انعطاف‌پذیری اولیه که توسط خوشه‌های صنعتی شکل گرفته‌اند، متکی است. این کشور به هر دو به یک اندازه توجه دارد و تا به امروز از آن حمایت می‌کند.
آیا این توانایی‌ها واقعاً بی‌ارزش هستند؟

آیا واقعاً می‌توان اجازه داد چنین خوشه‌های صنعتی به بهانه‌های «سطح پایین»، «سازگار نبودن با محیط زیست» و «فقدان محتوای فنی» از بین بروند؟

این صنعتی است که تا به امروز، یک دهم کارگران صنعتی چین را در استخدام خود دارد. این صنعت یکی از کامل‌ترین و توسعه‌یافته‌ترین دسته‌بندی‌های صنعتی در چین در جهان است. وظیفه اینترنت صنعتی دیجیتالی کردن این قابلیت‌ها است: پس از دیجیتالی کردن قابلیت‌های تولید در مقیاس بزرگ، استانداردسازی و اتوماسیون می‌تواند تسریع شود؛ پس از دیجیتالی شدن قابلیت‌های انعطاف‌پذیری اولیه، شاخص‌های انعطاف‌پذیری و دامنه سفارشی‌سازی می‌توانند بیشتر بهبود یابند.

پس از دیجیتالی شدن این دو، داده‌ها می‌توانند به یکی از مواد اولیه برای تولید تبدیل شوند، که این مفهوم اصلی صنعت آلمان ۴.۰ نیز هست.



اگر ما همچنان در مورد هزینه‌های نیروی کار و زیرساخت‌ها با آسیای جنوب شرقی رقابت کنیم، همیشه مواقعی وجود خواهد داشت که نمی‌توانیم رقابت کنیم. نیروی انسانی آنها ارزان است، زیرساخت‌هایشان به تدریج در حال بهبود است و حتی به شما یک قطعه زمین می‌دهند.

اگر می‌خواهی بجنگی، فقط برای چیزی بجنگ که آنها ندارند، مثلاً داده‌ها.

ما داده‌های بلادرنگ از کل زنجیره تولید داریم، اما آنها ندارند. این موضوع مشخص می‌کند که حتی اگر هزینه‌های تولید ما 10 تا 20 درصد گران‌تر از آنها باشد، فروشنده ما را برای امنیت سرمایه خود انتخاب خواهد کرد.

من تضمین می‌کنم که موجودی انبار شما را سردرگم نخواهد کرد، همچنین می‌توانم به شما در رفع نیازهای سفارشی‌سازی‌تان کمک کنم و همچنین می‌توانم بهترین زمان پاسخگویی را به شما ارائه دهم.

با این مزیت، صنایع «سطح پایین» ما می‌توانند با بهینه‌سازی فناوری بر اساس داده‌ها، روز به روز سطح بالا شوند؛ آسیای جنوب شرقی در مرحله اولیه قادر به رقابت با ما نخواهد بود و فرآیند صنعتی شدن بعدی به دلیل فقدان مزایای ناشی از مزایای نسبی، خود به خود کوچک خواهد شد.

حتی اگر دولت مایل به توسعه صنعتی شدن باشد، فقدان بلندمدت مشارکت سرمایه خصوصی، بار آنها را سنگین‌تر و سنگین‌تر خواهد کرد.

کند کردن سرعت صنعتی شدن کشورهای دیگر، حفظ و تعمیق خوشه‌های صنعتی خود و در نهایت انحصار ظرفیت تولید جهانی، هژمونی صنعتی است.

هیچ راهی، هیچ منبعی و هیچ ارز جهانی وجود ندارد. پیمودن این جاده دشوار است، اما صادقانه‌ترین جاده است. اینترنت صنعتی به اندازه سایر فناوری‌ها قابل مشاهده نیست.

با این حال، ما در آستانه انقلاب صنعتی بعدی هستیم. اگرچه تکرارهای فناوری موجود هیجان‌انگیز هستند، اما هنوز به نقطه بحرانی نرسیده‌ایم. بنابراین، پیشرفت‌های اساسی مانند تبدیل انرژی اتمی به برق و تبدیل کامپیوتر به مکانیزاسیون احتمالاً زمان‌بر خواهد بود.

به عنوان یک پلتفرم، اینترنت صنعتی می‌تواند چندین فناوری بهینه‌سازی را که هیچ اختلاف نسلی ندارند، ادغام و روی هم قرار دهد تا یک پلتفرم مدل با اختلاف نسل تشکیل دهد.

در پنج سال آینده، صنایع بیشتری که در گذشته «سطح پایین» محسوب می‌شدند، تعداد زیادی پلتفرم اینترنتی صنعتی خواهند داشت. انتظار می‌رود این پلتفرم‌ها به پایه محکمی برای «ساخت چین ۲۰۲۵» تبدیل شوند.

این مقاله از "" کپی شده است.نوآوری لانگوانگ«برای حمایت از حقوق مالکیت معنوی، لطفاً هنگام چاپ مجدد، منبع اصلی و نویسنده را ذکر کنید. در صورت وجود هرگونه نقض، لطفاً برای حذف آن با ما تماس بگیرید.»