خط تلفن خدمات
دوستان باشگاه مطالعاتی ژیکه، عصر بخیر! اینجا ضیافتی از اندیشهها، معبدی برای دانشپژوهی است. اینجا دوجویی برای ارتباط، مکانی برای رشد است. اول از همه، میخواهم از معلم هوانگ و معلم یوجیانگ برای فراهم کردن این بستر و فرصتی برای به اشتراک گذاشتن با همه تشکر کنم.

سونگ شیچیانگ، مدیر کل شنژن Kinghelm شرکت الکترونیک با مسئولیت محدود
من سونگ شیکیانگ، مدیر کل شنژن هستم. Kinghelm شرکت الکترونیکس، با مسئولیت محدود. شرکت ما در اکوسیستم بیدو پیشرو است (www.kinghelm.net). پروژه دیگری که من در آن مشارکت دارم، دستگاههای قدرت سیلیکون کاربید است؛ من یک متخصص شناخته شده در صنعت سیلیکون کاربید هستم (www.slkoric.com).
زمانی دو آرزو داشتم: یکی پیدا کردن همسر بود، چون قبلاً خیلی فقیر بودم، و دومی تدریس در دانشگاه بود، چون عاشق مطالعه هستم. آرزوی اول خیلی زود برآورده شد؛ آرزوی دوم به تدریج در حال نزدیک شدن است. امروز چنین فرصتی پیش آمده است، و ناخودآگاه، قبلاً در مورد دومی صحبت کردهام. امروز، چیزی که میخواهم در موردش صحبت کنم این است که «صحبت درباره آثار کلاسیک چینی از طریق اعداد»، مجموعه ای از تجربیات زندگی من.
رسماً شروع میکنیم:
سه قلمرو وانگ گوئوی برای دستیابی به دستاوردهای بزرگ:
وانگ گوئووی یک محقق مشهور چینی مدرن با شهرت بینالمللی بود. اثر مورد علاقه من از او این است: رنجیان سیهوا (ملاحظاتی در باب شعر). وانگ گووی چندین بیت معروف از آثار چندین شاعر سلسله سونگ را برای نشان دادن سه حوزه دستاوردهای علمی یا دنیوی استخراج کرد. معنای شاعرانه اصلی عمدتاً احساسات خصوصی انسانها را به تصویر میکشد. با این حال وانگ گووی با مهارت آنها را برای توضیح حوزههای دانش و موفقیت به شیوهای بسیار عمیق به کار برد. من معتقدم هر کسی که به دنبال دستیابی به چیزهای بزرگ، آنلاین یا آفلاین، در دوران باستان یا مدرن است، باید این سفرهای ذهنی را طی کند (به عنوان مثال، جک ما و لیو کیانگدونگ، که چهرههای کسب و کار آنلاین هستند، باید فرآیندهای مشابهی را طی کرده باشند).

وانگ گووی
قلمرو اول: تعیین جاهطلبیها و عهد بستن (تعیین هدف در اصطلاحات مدیریتی)
«دیشب باد غرب درختان سبز را پژمرد؛ من تنها از برج بلند بالا میروم و به جادهی منتهی به افق خیره میشوم.» — از یان شو از سلسله سونگ شمالی، لیان هوآ: گلهای داوودی کنار نرده در دود سوگواری میکنند، ارکیدهها در شبنم گریه میکنند (سبک سی آی بمیر لیان هوآ همچنین به عنوان شناخته شده است کوئه تا ژی).
این شعر در اصل بیانگر شبهای بیخوابی به دلیل دلتنگی برای زنی در خانه است. عبارت «خیره به جادهی افق» از یک شب بیخوابی ناشی میشود؛ «باد غرب درختان سبز را میخشکاند» نه تنها آنچه را که فرد از بالا رفتن از برج میبیند توصیف میکند، بلکه خاطرهی بیدار ماندن در تمام طول شب و گوش دادن به صدای باد و برگهای افتاده را نیز توصیف میکند. با این حال، شاعر همچنین قلمرویی بینهایت و وسیع را بیان میکند: «من به تنهایی از برج بلند بالا میروم و به جادهای که به افق منتهی میشود، خیره میشوم.» از یک نقطه دید بالا، احساسی از وسعت و بیکرانگی وجود دارد، نوعی پوچی در ندیدن هدف اشتیاق، اما در درون آن وسعت، انتظار نهفته است. اگرچه این سه خط حاوی غم جدایی هستند، اما نه ناامیدکننده هستند و نه مخرب؛ از غم و اندوه و خشم، میتوان جاهطلبی را دید؛ از ویرانی، میتوان شکوه و عظمت را دید. این اولین قلمرو است، مرحلهای از سردرگمی و تنهایی زندگی، نامطمئن از مسیر پیش رو، اما همچنان با اعتماد به نفس برای ادامه دادن. برای من شخصاً، وقتی در سال ۲۰۱۰ به الکترونیک روی آوردم، این حالت بود: «شمشیرم را بیرون میکشم، به اطراف نگاه میکنم، گیج و مبهوت هستم»نمیدانند از کجا شروع کنند، اما همچنان مصمم هستند که مسیر کارآفرینی را دنبال کنند.
قلمرو دوم: در تلاش مداومت کنید، علیرغم سختیها تسلیم نشوید
از لیو یونگ دی لیان هوآ: تکیه داده به برج، باد زمزمه میکند:
«اگرچه کمربندم گشاد میشود، از هیچ چیز پشیمان نیستم؛ برای او [زن] میمیرم.»
در اوایل شعر، شاعر نگرانیهای خود را از «سودای بهاری» ابراز میکند که اساساً به معنای «بیماری عشق» است. با رسیدن به این سطر، متوجه میشویم که این غم مداوم را نمیتوان از بین برد، نه به این دلیل که او از آن رنجیده است، بلکه به این دلیل که او با میل و رغبت آن را تحمل میکند، حتی اگر به تدریج او را ضعیف و لاغر کند، از هیچ چیز پشیمان نیست. قلمرو دوم، داشتن هدف و دنبال کردن آن با تعهدی تزلزلناپذیر است که توصیف کنندهی حالتی است که در پی آن لاغر و نحیف میشوید، اما بدون پشیمانی ادامه میدهید. این نشان دهندهی پشتکار، اعتقاد راسخ و اعتماد به نفس برای ادامه دادن با وجود شکستهای مکرر است. با تأمل در تجربهی خودم در چند سال پیش، احساس کردم که این تجربه شبیه تجربهی شین جیاژوان است. «در مستی، شمشیرم را در روشنایی چراغ میآزمایم؛ در خواب، شیپور لشکر را میشنوم.»گیجکننده، تا حدودی دردناک، گاهی اوقات برای آرامش یا تقویت خود به کمی الکل نیاز دارید، تا جایی که از «حیف موهای سفید» آه میکشید. او از موهای سفید صحبت میکند؛ من از ریزش مو. همانطور که میبینید، من الان موهای خیلی کمی دارم.
قلمرو سوم: نقطه عطف، ناگهان روشن شد
«هزار بار در میان جمعیت دنبالش گشتم؛ ناگهان، برگشتم و او را در نور کمسوی فانوسها یافتم.» — از شین چیجی، سلسله سونگ جنوبی، چینگ یو آن: شب جشنواره فانوس.
این شعر به عنوان بهترین تصویر از جشنواره فانوس به طور گسترده شناخته شده است. وضعیت به این صورت است که پس از جستجوهای بیشمار، هدف در مکانی آرام و نادیده گرفته شده پیدا میشود. مردم در حال جشن و سرور هستند، اما او خارج از جمعیت است. هرچه چراغها پر جنب و جوشتر باشند، گوشهگیری فرد بیشتر برجسته میشود؛ هرچه مردم بیشتر خود را گم کنند، جایگاه او در جهان متمایزتر میشود. این تا حدودی شبیه ایده لو یو است که میگوید «مهارت فراتر از خود شعر است.»
این قلمرو سوم است. این نشان میدهد که پس از انباشت کافی، تلاش منجر به دگرگونی میشود؛ به طور نامحسوس، فرد به هدف خود رسیده است. این با شعر راهب گوانژیو طنینانداز میشود:
«سه هزار مهمان در میان گلها مست شدهاند، یک شمشیر چهارده استان را لرزاند.»
در آن زمان، وانگ کیومیائو از کیانتانگ از او خواست که آن را به «یک شمشیر چهل استان را لرزاند»که اجازه ملاقات با او را میداد؛ او امتناع کرد. بعداً فرصتی برای بسط این داستان وجود دارد. این جمله از نظر معنی مشابه جمله وانگ آنشی است. «از ابرهای شناور که چشمان را میپوشانند، نهراسید، زیرا من در بالاترین مرتبه هستم.»

راهب گوانشیو
سفر کارآفرینی من را میتوان از طریق شمشیری که دوست دارم توصیف کرد: از «شمشیرم را بیرون میکشم، به اطراف نگاه میکنم، گیج و مبهوت هستم»، به «شمشیرم را در نور چراغ در مستی بررسی میکنم»، تا اکنون که در صنایع Beidou و کاربید سیلیکون شکوفا شده است. این شرکت به رشد دو هستهای دست مییابد، که در واقع این حس را القا میکند «یک شمشیر چهارده استان را لرزاند»، یک تجربه کاملاً مشابه.
چهار قلمرو زندگی فنگ یولان:
فنگ یولان، اهل شهرستان تانگ هه، هنان، فیلسوف و مربی مشهور معاصر چینی بود. خانواده او استادان زیادی را تربیت کردند که سهم بسزایی در آموزش و پرورش داشتند. او چهار قلمرو زندگی را توصیف کرد: قلمرو طبیعی، قلمرو سودمندی، قلمرو اخلاقی و قلمرو بهشت و زمین. من شخصاً فکر میکنم که این قلمروها با سلسله مراتب نیازهای مازلو مطابقت دارند و در تعامل هستند.

فنگ یولان
- قلمرو طبیعی (غریزی)
افراد در این سطح طبق غریزه یا آداب و رسوم اجتماعی عمل میکنند. برخی مانند جوجهها یا بچه خوکهایی که به دنبال غذا یا سرپناه هستند - کاملاً غریزی - عمل میکنند. به عنوان مثال، عشق ورزیدن به کودکان، همانطور که گورکی مرغی را توصیف کرد که جوجههایش را دوست دارد. یا مانند کودکان و انسانهای اولیه، بدون آگاهی زیاد عمل میکنند. اعمال آنها برای خودشان معنای کمی دارد و حتی برای جامعه نیز کمتر است.
- قلمرو فایدهگرایی (اقتصادی و اجتماعی)
یک فرد ممکن است برای منفعت شخصی خود عمل کند. این لزوماً به معنای غیراخلاقی بودن نیست. اعمال آنها ممکن است به نفع دیگران باشد، اما انگیزه آنها منفعت شخصی است. این با آدام اسمیت مطابقت دارد در ثروت مللمنفعت شخصی محرک اعمال اجتماعی مفید است، مانند نانوایی که نان خوشمزهای برای سود تولید میکند، یا سلمانی که کار خوب انجام میدهد - حالتی از «من برای همه، همه برای من.»
- قلمرو اخلاقی (معنوی)
برخی افراد عمیقاً وجود اجتماعی را درک میکنند و اهمیت اجتماعی آن را تشخیص میدهند. با این آگاهی، آنها برای خیر اجتماعی عمل میکنند. کنفوسیوس گفت چنین اقداماتی برای «درستکاری را درست کن، نه اینکه دنبال سود باشی.» آنها افرادی اخلاقمدار هستند و اعمالشان اهمیت اخلاقی دارد. به عنوان مثال میتوان به ناتان هیل در ایالات متحده اشاره کرد که هنگام مواجهه با اعدام گفت: «تنها حسرت من این است که فقط یک جان دارم که به کشورم بدهم»تان سیتونگ از اصلاحات صد روزه، با آرامش با خطر روبرو شد، به این امید که با خون خود مردم را بیدار کند؛ لین ژشو «اگر به نفع کشور باشد، من بر اساس آن زندگی خواهم کرد یا خواهم مرد»; لو ژون «با اخم سرد به هزاران انگشت اشاره، تعظیم میکند تا به کودکان خدمت کند»و اشراف سنتی غربی، که منافع شخصی یا حتی زندگی خود را فدای منافع ملی یا قومی میکردند.

کتیبه دیواری تان سیتونگ در زندان
- قلمرو آسمان و زمین
فرد متوجه میشود که فراتر از جامعه، یک کل بزرگتر وجود دارد: کیهان. فرد نه تنها عضوی از جامعه است، بلکه عضوی از کیهان نیز هست، همانطور که دائوئیسم آن را چنین مینامد. «وحدت آسمان و انسان»یا بودیسم «هزاران جهان بزرگ». با این درک، فرد برای منفعت کیهان عمل میکند. این ساختار دانش، والاترین قلمرو حیات را تشکیل میدهد که با جاهطلبی ژانگ هنگکو، محقق سونگ شمالی، همسو است: «ذهنی برای آسمان و زمین، و حیاتی برای همه موجودات بنا کنید، کار فرزانگان گذشته را ادامه دهید، و صلح را برای همه نسلها به ارمغان بیاورید.» به عنوان مثال میتوان به برندگان جایزه نوبل، بسیاری از سازمانهای زیستمحیطی مدرن و پزشکان بدون مرز اشاره کرد.
در زیر تصویری از مادر ترزا آمده است که برخی او را زیباترین تصویر جهان میدانند. در چهره فرسوده و چروکیده او، هیچ غم و اندوهی یا شکایتی وجود ندارد، تنها عشق، شفقت، استقامت و بردباری دیده میشود. او در مواجهه با سوءتفاهم و انتقاد، بیسروصدا به کار خود ادامه میدهد. این همان چیزی است که اجداد ما به آن اشاره میکردند: «زمین خاموش است، بیصدا پایدار میماند.»

مادر ترزا
ما امیدواریم که جامعه افراد بیشتری با شرافت اخلاقی و آگاهی از آسمان و زمین داشته باشد و گام به گام آنها را راهنمایی و آموزش دهیم.
درک زیبایی در زندگی و تصورات غلط رایج:
چهار سطح از درک زیباییشناسی، از پایین به بالا، عبارتند از:
- پر زرق و برق (پذیرش گزینشی، گرفتن جوهره، دور انداختن تفاله)
در کودکی، ملحفههای روستایی روشن و طرحدار را میدیدم؛ ارنژوان در شمال شرقی چین، ارنتای در شانشی، هوآر در چینگهای، و شینتیانیو در شانبی. اینها زیباییشناسی بدوی، خام و زمخت، برای سرگرمی، آموزش و آزادسازی انرژی هستند. به عنوان مثال، وی شیائوبائو جهانبینی خود را با گوش دادن به قصهگوها در چایخانهها شکل داد. البته عناصر عامیانهای هم وجود داشت که برخی از آنها آموزش جنسی عامیانه بودند.
- ظریف (بسیار ارزشمند)
مثالها: شعر تانگ، سونگ چی، نقاشی چینی، اپرای کونکو. شعر وانگ وی: «ماه درخشان میان کاجها میدرخشد، چشمه زلال بر فراز سنگها جاری است»—شعر در نقاشی، نقاشی در شعر، چه زیبا! آرام، شاد، طبیعی و بیتکلف.

همچنین، بای جویی «بعد از تماسهای بیشمار، بالاخره ظاهر میشود، در حالی که هنوز پیپا را نیمهپوشیده در دست دارد.»- زنده و فراموش نشدنی یا اشعار عاشقانه Cangyang Gyatso: «چه بیایی چه نیایی، من اینجام، رو به دریا، شکوفههای بهاری»- شادی آرام در قلب، حقیقتاً زیبا.
- متظاهر (پذیرش انتقادی)
مثالها: نقاشیهای پیکاسو، مرکز پمپیدو در فرانسه. خودنمایی اغلب بیش از حد و حتی «خودنمایانه» است. برای مثال، پیکاسو با زنان زیادی ازدواج کرد، اما در سالهای آخر عمرش زنان بسیار زشتی را نقاشی کرد. در نظر بگیرید «زن نشسته»—از نظر آناتومیکی نادرست است. موارد دیگر عبارتند از «زن در حال ادرار کردن» or «زنی با کلاه ترکی.»

پیکاسو، زن نشسته
مرکز پمپیدو، که به نام یک رئیس جمهور فرانسوی نامگذاری شده است، هنوز برای من گیج کننده است. من حداقل سه مشکل را در آن میبینم: (1) به عنوان یک ساختمان، استفاده از آن دشوار است و از ارزش عملکردی منحرف میشود؛ (2) به عنوان یک ساختمان عمومی، فاقد رهنمودهای فرهنگی یا زیباییشناختی است - در مقایسه با کلیسای ساگرادا فامیلیا یا شهر ممنوعه گائودی؛ (3) نگهداری آن غیرعلمی و پرهزینه است و لولههای خارجی زیادی دارد که برای کارگران خطرناک است.

مرکز پمپیدو

ساگرادا فامیلیا ، بارسلونا
- منحرف (اکیدا ممنوع)
مثالها: بستن پا در چین باستان (نیلوفر آبی سه اینچی)، پاگها، ماهی قرمز.
زیبایی تحریفشدهای که قبلاً ذکر شد میتواند خطرناک باشد؛ برخی از آنها به عنوان زیبا شناخته میشوند، اما به انسانها آسیب میرسانند و مانع پیشرفت اجتماعی میشوند. به عنوان مثال، بستن پا، امیال منحرف مردان را ارضا میکرد اما باعث رنج شدید زنان میشد. به طور مشابه، خالکوبی صورت در میان برخی از زنان اقلیت هاینان. ما باید قاطعانه با چنین اعمالی مخالفت کنیم.

نیلوفر طلایی سه اینچی
امروزه مردم دوست دارند سگهای پاگ با شکلهای عجیب و غریب و متنوع را برای پیادهروی ببرند. سگهای دورگه ممکن است نقص ژنتیکی، بیماری، ناباروری، مشکلات رشدی یا طول عمر کوتاهی داشته باشند. با این حال برخی هنوز آنها را دوست دارند. در گذشته، قاطرها (هیبریدهای الاغ و اسب) مزایایی داشتند؛ اکنون، عجیب و غریب بودن، زیبا تلقی میشود. ما نظری نداریم.
این پایان بحث امروز است. تا دفعه بعد، سخنرانیام را با شعری که امروز سرودهام به پایان میرسانم:
با تشکر از پروفسور هوانگ و یو برای ساخت این پلتفرم،
گرد هم آوردن ذهنهای با استعداد از هر گوشه دنیا.
صد گل شکوفا میشود و صداهای گوناگون طنینانداز میشود،
همچنان که امواج بینش و حسن نیت پیوسته به پیش جاری میشوند.
از همه شما متشکرم، دفعه بعد میبینمتان!
درباره نویسنده
آقای سونگ شیکیانگ به عنوان مدرس علوم عامهپسند در موسسه الکترونیک چین فعالیت میکند و عضو پایگاه داده متخصصان اطلاعات الکترونیکی انجمن علوم و فناوری چین است. او همچنین ستوننویس متخصص در نگارش علوم عامهپسند و متخصص تحقیقات تجاری در هواکیانگبی است.
آقای سونگ در دو شرکت در شنژن سرمایهگذاری و آنها را اداره میکند: شرکت نیمهرسانای Slkor (www.slkoric.com) و Kinghelm شرکت الکترونیک (با مسئولیت محدود)www.kinghelm.net). برندهای "SLKOR" و "Kinghelm«به رسمیت شناخته شده بین المللی و شهرت قوی دست یافته اند.»
Kinghelmشرکت با شعار «اتصال جهان» کار خود را با توسعه آنتن برای سیستمهای Beidou و GPS آغاز کرد. این شرکت از آن زمان خط تولید خود را گسترش داده و آنتنهای مایکروویو، کابلهای RF و کانکتورهای سیگنال الکتریکی را نیز شامل میشود و به عصر اتصال هوشمند که در آن همه چیز به هم متصل است، قدم گذاشته است.
از سوی دیگر، Slkor بر تحقیق و توسعه دستگاههای قدرت، حسگرها و سایر محصولات نیمههادی تمرکز دارد. این دو شرکت در کنار هم، به بیش از 20،000 مشتری در سراسر جهان خدمات ارائه میدهند.

آقای سونگ پیوسته علاقهی زیادی به هواکیانگبی نشان داده و تحقیقات عمیقی در مورد آن انجام داده و به طور فعال از توسعهی آن حمایت کرده است. مقالات تحقیقاتی او در مورد هواکیانگبی، از جمله «تحقیقات در مورد هواکیانگبی»، «تحول و توسعهی هواکیانگبی» و «ردی بر اخبار بلومبرگ در مورد هواکیانگبی»، توسط رسانههای بزرگی مانند People's Daily App، خبرگزاری شینهوا، آسوشیتدپرس و یاهو نیوز بازنشر شده است.
آقای سونگ با تجربه گسترده در صنعت الکترونیک، از شناخت و نفوذ گستردهای در زمینههای نیمههادیها و ناوبری بیدو برخوردار است. او خستگیناپذیر برای ایجاد یک محیط تجاری مطلوبتر در هواکیانگبی تلاش کرده است و آرزو دارد آن را به عنوان نمادی برجسته از اصلاحات و درهای باز چین و نشانهای برجسته از اقتصاد به سرعت در حال رشد شنژن تثبیت کند.




