چشم‌اندازها
چشم‌اندازها
از سختی تا افتخار: مسیر توسعه نیمه‌هادی‌های داخلی (بخش دوم)
2026-04-14 1437

تجزیه و تحلیل SWOT

سلام به همگی، من سونگ شی‌کیانگ هستم از Kinghelm، که اغلب به عنوان «اقتصاددان خیابانی» هواکیانگبی از او یاد می‌شود. همانطور که یک ضرب‌المثل قدیمی می‌گوید: «الماس‌ها ممکن است دور از هم باشند، اما داستان‌های خوب به دوردست‌ها سفر می‌کنند.» پس اجازه دهید با آرامش ادامه دهم و برخی از افکارم را - این بار از طریق تحلیل SWOT - به اشتراک بگذارم.

وقتی صحبت از صنعت مدارهای مجتمع چین می‌شود، نقاط قوت واضح هستند: بازار وسیع و رشد سریع. با این حال، نقاط ضعف نیز مشهود است. پایه و اساس همچنان نسبتاً ضعیف است و بسیاری از شرکت‌ها هنوز کوچک، پراکنده و کمتر رقابتی هستند - این یک پدیده معمول در این مرحله از توسعه است. در عین حال، فرصت‌های قابل توجهی نیز وجود دارد. اول، فضای زیادی برای رشد وجود دارد؛ به نوعی، توسعه نیافتگی گذشته به یک منبع منحصر به فرد تبدیل شده است. دوم، محدودیت‌های تکنولوژیکی خارجی، چین را به بسیج تلاش‌های ملی سوق داده و جایگزینی داخلی را به یک فرصت بزرگ تبدیل کرده است.

البته، تهدیدها به همان اندازه واقعی هستند. صنعت نیمه‌هادی به سرمایه‌گذاری عظیم نیاز دارد و چرخه بازگشت سرمایه بسیار طولانی دارد - این یکی از ویژگی‌های بارز آن است. تنها تعداد کمی از شرکت‌ها می‌توانند تا پایان کار دوام بیاورند. در مراحل اولیه، بسیاری از بازیگران بدون تحلیل منطقی یا تعهد بلندمدت وارد شدند. در نهایت، تعداد کمی از آنها به درآمد رسیدند و برخی حتی اکوسیستم صنعت را مختل کردند.

در طول سال‌ها، شاهد موج‌هایی از مفاهیم پرطرفدار بوده‌ایم - تولید هوشمند، پهپادها، رباتیک، BeiDou (BDS/GPS)، دستگاه‌های پوشیدنی، هوش مصنوعی و واقعیت مجازی. با این حال، تعداد بسیار کمی از آنها واقعاً سودآور بوده‌اند. به عنوان مثال، بخش BeiDou (BDS/GPS) را در نظر بگیرید. Kinghelm (www.kinghelm.net) ، ما سال‌هاست که به سرمایه‌گذاری ادامه داده‌ایم - از ماژول‌های ناوبری گرفته تا کابل‌های آنتن، آنتن‌های وای‌فای، آنتن‌های 4G و 5G و کانکتورها. تنها پس از سال‌ها پشتکار، شاهد برخی بازگشت‌ها بوده‌ایم.

در آن زمان، بسیاری از شرکت‌های حاضر در اکوسیستم BeiDou یا توسط شرکت‌های بزرگ دولتی در حوزه دفاعی و هوافضا جذب شدند یا به سادگی ناپدید شدند. و من، سونگ شی‌کیانگ، هنوز هم سرپا هستم - دندان‌هایم را به هم می‌فشارم و به عنوان یک کارآفرین مصمم به ماندن در این عرصه، به جلو حرکت می‌کنم.


۱. تحلیل نقاط قوت

اولین نقطه قوت اصلی، وسعت بازار چین است. از یک سو، سرزمین اصلی چین به طور پیوسته به یکی از بزرگترین بازارهای مصرف محصولات الکترونیکی در جهان تبدیل شده است. از سوی دیگر، همانطور که پروفسور وانگ ژیهوا از دانشگاه تسینگهوا زمانی به من اشاره کرد، حجم قابل توجهی از لوازم الکترونیکی تولید شده در چین نیز به سراسر جهان صادر می‌شود. با چنین ظرفیت عظیم بازار - و با وجود بخش‌هایی از تحقیق و توسعه در حال حاضر - این یک موتور قوی برای ارتقاء فناوری و صنعتی داخلی ایجاد می‌کند. فناوری‌ها و ایده‌های پیشرفته می‌توانند به راحتی پیاده‌سازی و تجاری‌سازی شوند و در این فرآیند، مجموعه بزرگی از استعدادها آموزش دیده و توسعه می‌یابند. مبادله مقیاس بازار با استعداد، توسعه و فناوری - اکنون یک استراتژی هوشمندانه و ارزشمند است.


دومین نقطه قوت، رشد سریع اقتصادی است. در طول یک دهه گذشته یا بیشتر، چین یکی از سریع‌ترین اقتصادهای در حال رشد در جهان بوده و اکنون از نظر مقیاس، دومین اقتصاد بزرگ جهان است. مهم‌تر از آن، این رشد، ماهیتی سالم و مرکب داشته است - که ناشی از توسعه هماهنگ در کل اکوسیستم صنعتی و زنجیره تأمین بوده و یک چرخه مثبت و خودتقویت‌کننده را تشکیل می‌دهد. سوار شدن بر این موج رشد سریع، سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه، انباشت استعدادها و جریان سرمایه را به طور قابل توجهی افزایش داده است که همگی به شدت توسعه صنعت مدارهای مجتمع را تحریک می‌کنند.

سومین نقطه قوت، باز هم بازار مصرف گسترده است. همانطور که سونگ شی‌کیانگ از Kinghelm- که در هواکیانگبی به عنوان «متخصص‌ترین اقتصاددان خیابانی» شناخته می‌شود - به نظرم برداشت من از اقتصاد هنوز کاملاً درست است. در طول همه‌گیری، وقتی بازار لوازم الکترونیکی هواکیانگبی موقتاً تعطیل شد، بسیاری از فروشندگان به سادگی کسب و کار خود را به غرفه‌های کنار جاده‌ای منتقل کردند. چرا؟ چون پشت همه اینها یک پایگاه عظیم مصرف‌کننده داخلی نهفته است. همانطور که نخست وزیر لی که‌چیانگ زمانی در دو جلسه اشاره کرد، حدود ۶۰۰ میلیون نفر در چین کمتر از ۱۰۰۰ رنمینبی در ماه درآمد دارند و برخی تخمین‌ها نشان می‌دهد که تقریباً ۹۰۰ میلیون نفر زیر ۲۰۰۰ رنمینبی درآمد دارند. این اندازه جمعیت با کل جمعیت اروپا قابل مقایسه است. تنها با تعمیق اصلاحات و گشایش، آزادسازی ذهن و تشویق خلاقیت می‌توان جامعه را پویاتر و کشور را رقابتی‌تر کرد. با افزایش درآمدها و ارتقاء مصرف، اقتصاد چین موج جدید و قوی‌تری از رشد را آغاز خواهد کرد.


چهارمین نقطه قوت، فضای عظیم برای پیشرفت است. دقیقاً به این دلیل که نقطه شروع نسبتاً کم بود - و شکاف با اقتصادهای توسعه‌یافته در اروپا، ایالات متحده و ژاپن قابل توجه بوده است - چیزهای زیادی برای یادگیری و اتخاذ وجود دارد. در عین حال، چین می‌تواند از دیگران درس بگیرد و از آزمون و خطای پرهزینه اجتناب کند و فرصت‌هایی را برای "پیشی گرفتن در منحنی" ایجاد کند. اکنون، شتاب توسعه در حال شکل‌گیری است. با چنین مقیاس بزرگی، شتاب قدرتمندی حاصل می‌شود - چیزی که افراد داخلی اینترنت آن را "هل دادن یک تخته سنگ عظیم از ارتفاع زیاد" یا همانطور که لی جون معروف گفت، "یک خوک می‌تواند وقتی در باد می‌ایستد پرواز کند" توصیف می‌کنند. و در حال حاضر، هر دو Kinghelm و اسلکور دقیقاً روی همین موج سوار هستند.

۲. تحلیل نقاط ضعف

اولین نقطه ضعف، پایه و اساس نسبتاً ضعیف است. قبل از تأسیس جمهوری خلق چین، این کشور فقیر و از نظر صنعتی توسعه نیافته بود و تقریباً هیچ پایه صنعتی مدرنی نداشت. پس از سال ۱۹۴۹، چین سیستم صنعتی اتحاد جماهیر شوروی سابق را اتخاذ کرد - نکته‌ای که پروفسور ژو زوچنگ از گروه میکروالکترونیک دانشگاه تسینگهوا بر آن تأکید کرد. پروفسور ژو ییوی از تسینگهوا نیز زمانی به من گفت که صنعت مدارهای مجتمع چین در واقع نسبتاً زود شروع شد. در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، حتی از برخی جهات از ژاپن و کره جنوبی نیز جلوتر بود. با این حال، به دلیل قدرت ملی محدود و اختلالات انقلاب فرهنگی، پیشرفت عقب ماند. پس از اصلاحات و سیاست درهای باز، چین شروع به جبران عقب‌ماندگی کرد و با فرصت موج سوم انتقال صنعتی جهانی، پیشرفت قابل توجهی حاصل شد. با این حال، توسعه نیاز به انباشت بلندمدت در ابعاد مختلف دارد. برای علاقه‌مندان، کتاب را توصیه می‌کنم. «۵۰ سال صنعت مدارهای مجتمع» توسط پروفسور ژو ییوی، که شرح مفصلی از این تاریخ ارائه می‌دهد.

ضعف دوم در حفاظت از مالکیت معنوی نهفته است. به طور کلی فقدان احترام به مالکیت معنوی وجود داشته است، با مواردی از تقلید ساده یا حتی سرقت ادبی از فناوری‌های خارجی، که اغلب بدون هضم، جذب یا نوآوری مجدد مناسب انجام می‌شود. این امر نه تنها باعث ایجاد اصطکاک در سطح بین‌المللی می‌شود، بلکه به توسعه داخلی نیز آسیب می‌رساند. در داخل چین، وضعیت می‌تواند حتی آشفته‌تر باشد - به ویژه در میان شرکت‌های کوچک و متوسط، که در آنها آگاهی و دانش در مورد حفاظت از مالکیت معنوی اغلب کم است و اقدامات مشخص حداقلی است. بدون حفاظت قوی از مالکیت معنوی، انگیزه کمی برای تحقیقات بنیادی یا نوآوری‌های اصیل وجود دارد. اگر همه از یکدیگر کپی کنند، هیچ پیشرفت تکنولوژیکی واقعی وجود نخواهد داشت. در نهایت، محصولات همگن می‌شوند و منجر به جنگ‌های مخرب قیمت می‌شوند که در آن هیچ کس واقعاً برنده نمی‌شود. Kinghelmما چندین سال را صرف توسعه و ثبت چندین حق ثبت اختراع اصلی برای کابل‌های اتصال آنتن GPS BeiDou کردیم. یکی از دوستان من، دکتر ویلیامز، زمانی اظهار داشت که کپی‌برداری گسترده از مایکروسافت آفیس در چین، دستیابی به پذیرش گسترده را برای جایگزین‌های داخلی مانند WPS - حتی با یک مدل رایگان - دشوار می‌کند.

سومین نقطه ضعف، فقدان تعهد بلندمدت است. فضای اجتماعی امروز می‌تواند بیش از حد بی‌صبر و کوتاه‌مدت به نظر برسد. رک و پوست‌کنده بگویم - همانطور که سونگ شی‌کیانگ از Kinghelm— از رنجاندن چند نفر ابایی ندارم: بسیاری از محتوای پلتفرم‌هایی مانند برنامه‌های ویدیوی کوتاه و فیدهای خبری کم‌ارزش هستند، صرفاً توسط ترافیک هدایت می‌شوند، و گاهی اوقات به قیمت از دست دادن صداقت. محتوای سطحی بیش از حد وجود دارد، و باید پرسید—این برای آینده یک ملت چه معنایی دارد؟ با این اوصاف، من خودم هم پخش زنده انجام می‌دهم، از جمله جلسات در سالن سخنرانی هواکیانگ و پخش‌های آینده در LCSC. اما سعی می‌کنم محتوایم را بر اساس فناوری واقعی نگه دارم - داستان‌ها و بینش‌ها را به روشی که هم جذاب و هم آموزشی باشد، به اشتراک بگذارم. دستاوردهای واقعی، به هر حال، از فداکاری طولانی مدت و آرام حاصل می‌شوند. همانطور که می‌گویند، شما باید مایل باشید که "ده سال روی نیمکت بنشینید". این امر به ویژه در صنعت نیمه‌هادی صادق است، جایی که تلاش مداوم، جبران عقب‌ماندگی و پیشی گرفتن از دیگران ضروری است. حتی غولی مانند TSMC همچنان در حال تکامل است - موریس چانگ، که در دهه ۸۰ زندگی خود است، هنوز هم برای نوآوری و تنظیم استراتژیک تلاش می‌کند.


آقای سونگ شیچیانگ از Kinghelm در طول پخش زنده

بگذارید کمی هم نظر شخصی‌ام را اضافه کنم. امروز در مسیر رفتن به محل کار، ماشین قدیمی‌ام نزدیک بود توسط یک پیک موتوری که مسیر را اشتباه می‌رفت، از پهلو تصادف کند. شبکه‌های اجتماعی‌ام پر از شایعات بی‌اهمیت درباره سلبریتی‌ها بود. در آسانسور، مردم غرق در بازی‌های موبایل بودند. وقتی کامپیوترم را روشن کردم، تبلیغات پاپ‌آپ صفحه نمایش را پر از محصولات بهداشتی مشکوک کردند. در طول یک جلسه، ۱۸ تماس خودکار دریافت کردم که سعی داشتند به من وام بفروشند. یک جستجوی ساده آنلاین صدها نتیجه بی‌کیفیت را نشان می‌دهد. باید از خود پرسید - آیا نباید شعار «آسیب نرسان» مبنای این شرکت‌های به اصطلاح فناوری باشد؟ با این نوع محیط، چگونه می‌توانیم انتظار داشته باشیم نوآوری‌هایی مانند اندروید گوگل یا موشک‌های فالکون ایلان ماسک تولید کنیم؟

چهارمین نقطه ضعف، فقدان برنامه‌ریزی استراتژیک است. صنعت نیمه‌هادی نیازمند سرمایه‌گذاری هنگفتی است و اغلب به یک پروژه نمایشی برای دولت‌های محلی مشتاق به نمایش دستاوردها تبدیل می‌شود. در نتیجه، رقابت برای پروژه‌ها می‌تواند بیش از حد و نامنظم شود. در همین حال، در سطح ملی، برنامه‌ریزی، تصویب و هماهنگی گاهی اوقات فاقد وضوح بوده است. یکی از دوستانم در پکن زمانی اشاره کرد که تنها بین آوریل و ژوئن امسال، حدود 20 خط تولید نیمه‌هادی در سراسر کشور راه‌اندازی شد که بسیاری از آنها بر IGBTها و نیمه‌هادی‌های نسل سوم مانند کاربید سیلیکون (SiC) و نیترید گالیوم (GaN) تمرکز داشتند - وضعیتی که یادآور رونق‌های گذشته در انرژی خورشیدی و بادی است. با این حال، صنعت نیمه‌هادی به سطوح بسیار بالایی از سرمایه، استعداد، پشتیبانی اکوسیستم و هماهنگی زنجیره تأمین نیاز دارد. سرمایه‌گذاری بیش از حد می‌تواند به راحتی منجر به پروژه‌های ناتمام و هدر رفتن منابع شود و در نهایت بار سنگینی را بر دوش دولت بگذارد. این به معنای هدر رفتن پول مالیات‌دهندگان، هدر رفتن منابع ملی و اتلاف وقت است.

همانطور که یک تاجر باتجربه IC در Huaqiangbei زمانی با صراحت بیان کرد: «وقتی سود خیلی فوری دنبال شود، اغلب فضیلت از بین می‌رود.» و بدون طرز فکر درست، ایجاد محصولات واقعاً عالی غیرممکن است. تماشای آن ناامیدکننده است.

3 فرصت ها

فرصت‌های قابل توجهی برای توسعه مدارهای مجتمع وجود دارد. به همین دلیل است که من، سونگ شی‌کیانگ از Kinghelm، همچنان دندان‌هایم را روی هم فشار می‌دهم و به جلو حرکت می‌کنم. اول، پتانسیل رشد بسیار زیاد است؛ دوم، محاصره‌های تکنولوژیکی خارجی فرصتی عالی برای جایگزینی داخلی ایجاد می‌کند؛ سوم، اکوسیستم صنعتی چین نسبتاً کامل است؛ و چهارم، مقیاس سرمایه‌گذاری موجود بسیار گسترده است.

اولین فرصت در پتانسیل رشد محض نهفته است. با مقایسه زنجیره ارزش نیمه‌هادی‌ها در داخل و خارج از کشور، هنوز شکاف بزرگی وجود دارد. در ایالات متحده، شرکت‌هایی مانند تگزاس اینسترومنتس، کوالکام و اینتل با اختلاف زیادی پیشتاز هستند. در دستگاه‌های آنالوگ رده بالا و قطعات RF، شرکت‌هایی مانند Xilinx، ADI و Skyworks تسلط دارند. البته، شرکت‌های داخلی سخت تلاش می‌کنند تا به آنها برسند. به عنوان مثال، Kingsemi (Jingwei Qili) مستقر در پکن را در نظر بگیرید - رئیس آن، دکتر وانگ هایلی، دانش‌آموز سال سوم من در مدرسه است. شرکت آنها با فراز و نشیب‌های زیادی روبرو بوده اما استقامت کرده است و اکنون محصولات آنها هم در بازار و هم در سرمایه به رسمیت شناخته می‌شوند. سایر اکوسیستم‌های کوچک، مانند Unigroup Tongchuang و GaoYun Semiconductor نیز عملکرد خوبی دارند. فضای کلیدی رشد در پر کردن شکاف فناوری با ایالات متحده، همراه با بازار بزرگ چین است. امروزه، بیش از 1,800 شرکت طراحی IC در چین وجود دارد که بسیاری از آنها در بورس عرضه شده‌اند و شتاب قوی برای رشد نشان می‌دهند.

فرصت دوم از تحریم‌های خارجی ناشی می‌شود. از منظر دیگر، این در واقع مثبت است - در غیر این صورت، سیاست‌های ملی به شدت به نفع صنعت IC عمل نمی‌کردند و شکاف‌هایی برای جایگزینی داخلی وجود نداشت. به عنوان مثال، Slkor (www.slkoric.com) محصولات کاربید سیلیکون و MOSFET را برای کاربردهایی مانند ماشین ظرفشویی و ابزارهای برقی تولید می‌کند و بسیاری از مشتریان در حال حاضر نمونه‌هایی را آزمایش می‌کنند. چنین محدودیت‌هایی همچنین شرکت‌های داخلی را به سمت توسعه محصولات رده بالا سوق می‌دهد، به تدریج فناوری را ارتقا می‌دهد و سهم بازار را به دست می‌گیرد. در چانگشا، هونان، شرکتی به نام ژونگی لیهوا (www.ccfeihua.com) که توسط محققان سابق دانشگاه ملی فناوری دفاع تأسیس شده است، از معماری RISC-V استفاده می‌کند که کاملاً عاری از مسائل مربوط به مالکیت معنوی ایالات متحده است. آنها در حال حاضر تراشه‌های صوتی کم‌مصرف را برای روشنایی هوشمند و کاربردهای خانگی عرضه می‌کنند که قابلیت بهینه‌سازی مجموعه دستورالعمل‌ها و سفارشی‌سازی معماری‌ها برای نیازهای مشتری را دارند - و واقعاً به توسعه «مستقل و قابل کنترل» دست می‌یابند، که جهت‌گیری استراتژیک شرکت‌های فناوری است.


سری محصولات SLKOR MOSFET

سومین فرصت، سیستم صنعتی نسبتاً کامل چین است. به نظر من Kinghelm در این دایره، متخصصان صنعت زیادی وجود دارند. یکی از دوستانم، دکتر برایانت، اشاره می‌کند که از بیش از ۱۳۰۰ طبقه‌بندی صنعتی که توسط سازمان ملل متحد استفاده می‌شود، چین حدود ۷۰۰ طبقه‌بندی دارد - یک سیستم فوق‌العاده کامل. در طول همه‌گیری، تولیدکنندگان چینی به سرعت واکنش نشان دادند و ماسک، دستکش، دستگاه‌های ماسک و دستگاه‌های تنفس مصنوعی را در مقیاس بزرگ تولید کردند. این واکنش سریع به لطف یک اکوسیستم صنعتی کامل است. هماهنگی منابع و سازماندهی اجتماعی فعال، مزایای جامعی برای توسعه IC هستند. در شبکه خودم، دوستانی مانند بائو شو و وانگ زیجیان نیز دارم - افرادی که انرژی و شوخ‌طبعی را به بحث‌های فنی می‌آورند. همانطور که ضرب‌المثل قدیمی می‌گوید: «زن و مرد با هم، گپ زدن هرگز خسته‌کننده نیست.» حتی در محافل فنی، یک شبکه پر جنب و جوش تفاوت ایجاد می‌کند.

در نهایت، چین سرمایه عظیمی در اختیار دارد. به عنوان مثال، فاز اول صندوق ملی مدارهای مجتمع، ۱۲۰ میلیارد یوان در پروژه‌های بزرگ سرمایه‌گذاری کرد. رشد سریع اقتصادی در سال‌های اخیر، ثروت خصوصی قابل توجهی را نیز انباشته کرده است که بخش عمده‌ای از آن به دنبال سرمایه‌گذاری مولد است. هم دولت و هم جامعه باید این صندوق‌ها را به درستی هدایت کنند - سرمایه‌گذاری سهام و خصوصی در استارت‌آپ‌های IC باید به شدت تشویق شود.

همانطور که یکی از دوستان ما، سوزانا کوئیهوا، اشاره کرد، شرکت‌های داخلی مانند شیائومی و ویوو شروع به توسعه تراشه‌های تلفن همراه کرده‌اند و شرکت‌های کاریابی به طور فعال در حال جذب استعدادها هستند. علی‌بابا چندین سال است که روی Pingtouge کار می‌کند و HarmonyOS (HMS) هواوی نیز در حال عرضه است. حقوق متخصصان IC در حال افزایش است و طبق گزارش‌ها، فارغ‌التحصیلان اخیر سالانه حدود 300,000 یوان درآمد دارند. همانطور که یک ضرب‌المثل قدیمی می‌گوید: "ایالات متحده بازار سهام دارد، چین املاک و مستغلات" - و من به عنوان کسی که در املاک و مستغلات تجربه دارد، کاملاً موافقم. دوست دیگرم، جیسون فن، رئیس Xinshiye در پوکسیان، به من گفت که بازار سهام در چین به ویژه برای شرکت‌های IC امیدوارکننده است. فقط به SMIC نگاه کنید که به سرعت برای حمایت از بازار سهام داخلی وارد عمل شده است. در سال‌های اخیر، شرکت‌های IC سهم بزرگی از IPOها در چین را به خود اختصاص داده‌اند که نشان دهنده تزریق سرمایه قابل توجهی به این صنعت است.

۴. تهدیدها / چالش‌ها

بزرگترین چالش، مقیاس عظیم سرمایه‌گذاری مورد نیاز برای مدارهای مجتمع است. یک کارخانه ریخته‌گری می‌تواند ده‌ها میلیارد یوان یا حتی میلیاردها دلار برای تأسیسات مرحله بعدی هزینه داشته باشد. به عنوان مثال، SMIC را در نظر بگیرید - آنها در طول سال‌ها مبالغ هنگفتی سرمایه‌گذاری کرده‌اند و تازه شروع به سودآوری کرده‌اند. منابع انسانی و سایر ورودی‌ها به تنهایی بسیار زیاد هستند. در مورد خودم، با سرمایه‌گذاری در SLKOR Technology، برخی افراد کارآفرینان سریالی هستند، برخی با فروش ملک شروع می‌کنند و من - سونگ شی‌کیانگ - "کارآفرین سریالی فروش ملک" هستم که پافشاری می‌کنم. توسعه محصولات جدید، ساخت برندهای جدید و گشودن بازارهای جدید، همگی نیاز به ورودی عظیم دارند. چند سال پیش، داستانی در مورد مهندسی در نزدیکی پارک علمی نانشان شنژن نوشتم که خانه خود را برای راه‌اندازی یک شرکت فروخت. ده سال بعد، او به اندازه کافی درآمد داشت تا خانه اصلی خود را دوباره بخرد. شخصیت اصلی در نیمه اول آن داستان من بودم. در مورد نیمه دوم ... چه کسی می‌داند که آیا من هنوز زنده خواهم بود؟ بنابراین باید به تلاش، نوشتن داستان، تبلیغ و فروش MOSFET های بیشتر ادامه دهم تا به کارم ادامه دهم.


چالش دوم، چرخه توسعه طولانی است. برای مثال، SLKOR را در نظر بگیرید - پنج یا شش سال گذشته و هنوز سودآور نیست. بسیاری از مردم به تجارت مانند اداره یک دکه خیابانی نگاه می‌کنند: غرفه خود را برپا کنید و باید فوراً درآمد کسب کنید. اما مدارهای مجتمع نیاز به سرمایه‌گذاری و انباشت بلندمدت - استعداد، فناوری، تجهیزات و حضور در بازار - دارند. پروفسور ژو زوچنگ از دانشگاه تسینگهوا به من گفت که صنعت IC چین برای جبران عقب‌ماندگی به تلاش چندین نسل نیاز دارد. از موج اول مهندسان بازگشته مانند چن داتونگ، وو پینگ، وی شائوجون، ژو ییمینگ و دنگ فنگ - که موقعیت‌های پردرآمد خارج از کشور را رها کردند - تا موج دوم، شامل فارغ‌التحصیلان مانند ژائو ویگوئو، یو رنرونگ، لو هوانگ، گائو فنگ، ژائو لیکسین، لیو ویدونگ و ژائو هایجون از SMIC، که همگی رهبران صنعت هستند، تا موج سوم بازگشتگان اخیر از خارج از کشور و کارآفرینانی که برای کشور کار می‌کنند - هر نسل سهمی دارد. چین تنها از طریق تلاش مداوم می‌تواند به طور پیوسته به سطح بین‌المللی در مدارهای مجتمع برسد و در نهایت از آن پیشی بگیرد.

چالش سوم، عدم قطعیت است. سرمایه‌گذاری‌های کلان و چرخه‌های طولانی به طور طبیعی عدم قطعیت ایجاد می‌کنند - نوسانات بازار، تغییر بازده و تغییرات محیطی، همگی در این امر نقش دارند. کارآفرینی همیشه نیاز به تلاش و گاهی اوقات، کمی شانس دارد. خوشبختانه، بخش سرمایه فکری هنوز مسیری قوی با مسیر کافی برای آزمایش است. در مورد سرمایه‌گذاری‌های صندوق ملی سرمایه فکری، یکی از دوستانم در ... Kinghelm دکتر ویلیامز، در گروه BDS666 وی‌چت ما به شوخی گفت: با صندوق‌های مواد جدید، گاهی اوقات ۳ تا ۴ سال بدون حتی یک سرمایه‌گذاری می‌گذرد. ​​مدیران اغلب بوروکرات‌هایی هستند که به جای بینش صنعتی، بر شاخص‌های مالی تمرکز می‌کنند. اما بسیاری از استارت‌آپ‌های مواد جدید در ابتدا سودآور نیستند - یا حتی برای مدتی با ضرر فعالیت می‌کنند - بنابراین حمایت دولتی و راهنمایی سیاست‌ها ضروری است. بدون یک سیستم ارزیابی و سنجش علمی، کارایی صندوق کاهش می‌یابد. سرمایه‌گذاری دقیق می‌تواند عدم قطعیت را برای استارت‌آپ‌ها کاهش دهد.

چالش چهارم، رقابت همگن است. یک ضرب‌المثل وجود دارد: اگر یک یهودی یک پمپ بنزین در بیابان تأسیس کند، یهودیان دیگر ممکن است یک پیتزا فروشی یا مسافرخانه در همان نزدیکی افتتاح کنند و همه می‌توانند سود ببرند. اما اگر کارآفرینان چینی ببینند که آن پمپ بنزین و دو نفر بعدی نیز پمپ بنزین افتتاح می‌کنند، در نهایت هر سه ممکن است شکست بخورند. بدون تفکر متمایز، کسب‌وکارها برای بقا تلاش می‌کنند. دولت‌های محلی می‌توانند در همان دام بیفتند. به عنوان مثال، اگر نانجینگ در جیانگ سو یک کارخانه ویفر بسازد، شیان و چنگدو نیز ممکن است همین کار را انجام دهند و از فناوری و استراتژی بازار کپی کنند. در نهایت، هیچ کس کسب و کار کافی برای رشد ندارد و پول از دست می‌رود - این یک مسئله مهم است.


سری محصولات SLKOR IGBT

سختی و افتخار

۱. موانع و مشکلات

اولین مانع بزرگ این است که چندین گره کلیدی در زنجیره صنعت محدود شده‌اند - چیزی که ما آن را "گلوگاه" می‌نامیم. این شامل نرم‌افزار EDA، مواد اولیه، تجهیزات پیشرفته مانند دستگاه‌های لیتوگرافی ASML و فرآیندها و فناوری‌های جدید می‌شود. اروپا و ایالات متحده تحریم‌هایی را علیه ما هماهنگ کرده‌اند. برخی از این تجهیزات و فناوری‌ها، صرف نظر از اینکه چقدر هزینه کنیم، به سادگی به ما فروخته نخواهند شد.

چالش دوم، بنیان ضعیف صنعتی است. چین هزاران سال است که عمدتاً کشاورزی می‌کند، بنابراین پایه صنعتی ما نسبتاً نازک است. برخی از صنایع در سال‌های اخیر از نظر حجم رشد کرده‌اند، اما کیفیت هنوز عقب مانده است و باید به تدریج افزایش یابد. به عنوان مثال، تولید فولاد افزایش یافته است و مشکل کمیت را برطرف می‌کند، اما اکنون تمرکز بر روی برنامه‌های کاربردی پیشرفته و با دقت بالا است. نرم‌افزارهای صنعتی، پایگاه‌های داده، سیستم‌های عامل و سایر ابزارها هنوز از رهبران جهانی مانند GE، Siemens، Oracle، SAP، Microsoft و Android بسیار عقب هستند. "مادران صنعتی" ما - ابزارهای ماشینی - هنوز در مقایسه با کشورهای توسعه یافته شکاف بزرگی دارند. شرکت Shenyang Machine Tool را در نظر بگیرید: اگرچه در داخل کشور نسبتاً پیشرفته است، اما کارشناسان می‌گویند که از نظر عملکرد استاتیک حدود 40 سال از Fanuc ژاپن عقب است. ابزارهای اندازه‌گیری، مانند دستگاه‌های اندازه‌گیری مختصات، نیز از Zeiss آلمان بسیار عقب هستند.

مسئله سوم، تحقیقات پایه ضعیف است. رن ژنگفی از هواوی گفته است که در توسعه تراشه، ما فاقد ریاضیدان، شیمیدان و فیزیکدان هستیم - پایه و اساس تحقیقات پایه نازک است. دانشگاه‌ها بی‌قرار هستند؛ تیم‌های کمی بر تحقیقات بنیادی جدی تمرکز می‌کنند، زیرا نتایج فوری یا صنعتی‌سازی را به همراه ندارد و دولت تمایلی به ارائه حمایت قوی ندارد. برخی از دولت‌های محلی و دانشگاه‌ها آزمایشگاه‌هایی را عمدتاً برای افزایش تولید ناخالص داخلی پروژه به جای نوآوری واقعی راه‌اندازی می‌کنند. در چنین محیطی، چه کسی وقت یا انگیزه‌ای برای تحقیقات بنیادی دارد؟ همه بر انتشار مقالات، گرفتن ترفیع، تأمین یارانه، امرار معاش، خرید خانه و پرداخت هزینه آموزش کودکان متمرکز هستند. از دیدگاه من به عنوان سونگ شی‌کیانگ از Kinghelmما حتی فاقد زیبایی‌شناس و فیلسوف هستیم. به محصولات اپل نگاه کنید - آنها به اندازه کافی زیبا، تمیز و شهودی هستند که حتی به دفترچه راهنما نیاز ندارید. بنابراین، سیستم‌های هدایت و ارزیابی دولتی نیاز به تنظیم دارند.


سری محصولات حسگر هال SLKOR

مسئله چهارم، فقدان مهارت و استادکاری است. خلق یک محصول - از دستیابی به عملکرد کاربردی تا تضمین ثبات، از نمونه اولیه تا تولید انبوه - نیازمند یک فرآیند دقیق است. هر جزئیات نیاز به اصلاح، زمان و بهبود مکرر دارد. تعالی، مهارت و استادکاری را می‌طلبد. اما جامعه با سرعت زیادی در حال حرکت است؛ چگونه می‌توانیم این سرعت را تحمل کنیم و همچنان محصولات باکیفیت تولید کنیم؟ این یک چالش و تناقض بزرگ است.

مسئله پنجم این است که چین به طور کامل در جریان اصلی صنعتی جهانی ادغام نشده است. از زمان پیوستن به سازمان تجارت جهانی، محصولات چینی می‌توانند راحت‌تر وارد بازارهای جهانی شوند، اما ما عمدتاً در نقش تولیدکنندگان قراردادی باقی مانده‌ایم که کارهای سخت، کثیف و طاقت‌فرسا را ​​انجام می‌دهند. شرکت‌هایی با قابلیت‌های طراحی و تحقیق و توسعه، مانند هواوی یا DJI، هنوز نادر هستند. تصور کنید اگر 10، 20 یا حتی 50 شرکت مانند هواوی داشتیم - چه دنیای متفاوتی می‌شد! بازار سهام چین تحت سلطه بانک‌ها و انحصارات دولتی است که با جذب نیروی حیاتی شرکت‌های کوچک و متوسط ​​رونق گرفته‌اند. غول‌های فناوری پیشرو مانند علی‌بابا، بایدو، تنسنت، 360، توتیائو و میتوان اغلب از طریق طرح‌های مختلف از SMEها سوءاستفاده می‌کنند. در مقابل، شرکت‌های برتر فناوری ایالات متحده به طرز غیرقابل تصوری ثروتمند هستند و از نظر ثروت با کل کشورها رقابت می‌کنند.

۲. نور و شکوه

پس از همه این سختی‌ها، آینده ما بدون شک روشن و باشکوه است. پس از سال‌ها عقب‌نشینی و مبارزه، چین شروع به جدی گرفتن مدارهای مجتمع کرده است. به محض اینکه توجه کنیم، پیشرفت‌های تدریجی به دنبال آن می‌آیند. در گذشته، ما فاقد توانایی لازم بودیم؛ اکنون شرایط به آرامی در حال فراهم شدن است. ما ذاتاً سخت‌کوش هستیم، جامعه ما کارآمد است و ثروت و موفقیت پاداش‌های طبیعی کار سخت هستند. به اروپا یا آمریکای جنوبی نگاه کنید - برخی از مردم تا حد امکان تنبل هستند. مطمئناً، آنها فوتبال را خوب بازی می‌کنند، اما در مدارهای مجتمع، ما محکوم به رسیدن به آنها و در نهایت پیشی گرفتن از آنها هستیم.

جامعه ما ظرفیت بسیج فوق‌العاده‌ای دارد و سرمایه ملی قوی است. مدارهای مجتمع یک صنعت سرمایه‌بر و فناوری‌محور هستند. کره جنوبی و تایوان تنها به این دلیل موفق شدند که دولت‌هایشان بی‌وقفه منابع را به این بخش سرازیر کردند. چین پول دارد و دولت قدرتمندی دارد؛ این امر کارایی توسعه صنعتی را افزایش می‌دهد. واکنش این کشور به همه‌گیری، که گویی در جنگ است، بسیج نیرو را به وضوح نشان داد.

چین همچنین از مزایای عظیمی در جمعیت، استعداد و اندازه بازار برخوردار است - مزایای قابل توجه تازه واردان. به عنوان مثال، شانگهای دو برابر توکیو زمین و جمعیت دارد، اما تولید ناخالص داخلی آن تنها نصف توکیو است. این نشان دهنده پتانسیل عظیم رشد پیش رو است.


سری محصولات تریستور SLKOR

برای مدارهای مجتمع، قانون مور و قانون شانون به محدودیت‌های خود نزدیک می‌شوند. انگار دیواری پیش روست: ما هنوز فاصله‌ای برای پوشش دادن داریم، اما رقبای ما در حال کند شدن هستند. با مقیاس و مزایای سیستمی خود، نه تنها می‌توانیم به آنها برسیم، بلکه می‌توانیم از آنها پیشی بگیریم.

پنج هزار سال تاریخ پیوسته و تمدنی بزرگ، به نوادگان یان و هوانگ اجازه خواهد داد تا در میان ملت‌های جهان سربلند باشند. فرهنگ چین هرگز شکسته نشده، تمدن هرگز متوقف نشده و ملت هرگز تجزیه نشده است - ویژگی‌هایی که هیچ ملت دیگری با آنها برابری نمی‌کند. رقابت نهایی بین ملت‌ها نه با قدرت نظامی، اقتصاد، فناوری یا منابع، بلکه با فرهنگ تعیین می‌شود. ما از دیدن چینی‌های خارج از کشور، در پنج قاره و هفت دریا، که «ماه سلسله چین و گذرگاه‌های هان» را به یاد می‌آورند و اشعار تانگ و اشعار سونگ را به گویش‌های شمال تا جنوب می‌خوانند، دلگرم می‌شویم. فرهنگ پایدار است؛ روح زنده است.

باشد که آن دسته از ما که در صنعت مدارهای مجتمع فعالیت داریم، سخت‌تر تلاش کنیم و برای چینی قوی‌تر و زندگی شادتر برای مردممان تلاش کنیم!