خط تلفن خدمات
چن هایفنگ از Kinghelmگرما و زندگی روزمره در زمستان لینگنان
مشخصات نویسنده
نام: چن هایفنگ
سمت: سرپرست منابع انسانی
زادگاه: ژائوکینگ، گوانگدونگ
تنفس: اگر روزی جاهطلبیام به ابرها برسد، جرأت میکنم به هوانگ چائو بخندم که چرا قهرمانی واقعی ندارد.
سرپرست منابع انسانی Kinghelm و اسلکور — چن هایفنگ
جشنواره بهار ۲۰۲۶ در زمستانی غیرمعمول و گرم در لینگنان، پر از فضای پر جنب و جوش زندگی روزمره و سرشار از احساسات بیشمار، از راه رسید. با پشت سر گذاشتن سرعت و تنش زندگی شهری و بازگشت به سرزمینی که در آن بزرگ شده بودم، انگار زمان کند شد و روحیه جشن سال نو قویتر گشت. هر لحظهای که تجربه میکردم، به خاطرهای زنده در قلبم تبدیل شد.
تا روز بیست و چهارم یا بیست و پنجم دوازدهمین ماه قمری، آشپزخانه خانه از قبل پر جنب و جوش شده بود. تمام خانواده برای درست کردن غذا دور هم جمع میشدند. تانگوان (حلقههای شکر سرخشده سنتی) که یکی از گرمترین صحنههای افتتاحیه جشنواره بهار را خلق کردند. بدون دقت و ظرافت خط مونتاژ، خمیر در دستان ما به صورت نوارهای نازکی پیچیده شد و به شکل عدد "8" پیچانده شد. وقتی در روغن داغ قرار گرفتند، به آرامی طلایی و ترد شدند. اگرچه به براقی و بینقصی نمونههای آماده نبودند، اما تمیز، خانگی و پر از تلاش صمیمانه بودند.
بچهها دور اجاق جمع میشدند و موقتاً دستگاههای الکترونیکی خود را فراموش میکردند. آنها در حالی که بزرگسالان در مورد زندگی روزمره گپ میزدند، در پخش خمیر و جمعآوری حلقههای آماده کمک میکردند. صدای تختههای برش، عطر غذا و خندههای بلند خانه را پر کرده بود. هر کاسه حلقههای شکری تازه سرخ شده نه تنها بخشی از آمادهسازی تنقلات سال نو بود، بلکه راهی برای ترکیب طعمهای سنتی جشن با زندگی روزمره و شیرین کردن گذر زمان نیز بود.
حلقههای شکر خانگی، شیرینکنندهی سالها
آفتاب گرم زمستانی به طرز ویژهای سخاوتمندانه میتابید و سرمای این فصل را از بین میبرد و باعث میشد فضای روستا پر جنب و جوشتر به نظر برسد. زمین ورزشی تازه ساخته شده در روستا، اولین رویداد بزرگ خود را در اولین روز سال نو قمری برگزار کرد - یک گردهمایی هواداران که توسط ... ترتیب داده شده بود. چینگ جنرال الکتریک، یک فروشنده مشهور خودروهای دست دوم.
ساعت ده صبح، میدان از قبل پر از جمعیت شده بود. روی پرده چاپ شده، کلمات «شهر گائولیانگ، لویانگ» و «گردهمایی هواداران چینگ گه» به وضوح در کنار نماد سال اسب ۲۰۲۶ و عبارت «وحدت» خودنمایی میکردند که نشاندهنده حس قوی اجتماع در حومه شهر بود.
این رویداد چه آنلاین و چه آفلاین پر جنب و جوش بود. در پخش زنده که توسط «Zhongshan Yonghong Used Cars – Qing Ge» برگزار شد، بیش از ۲۵۰۰ بیننده به تماشای آن نشستند و بیش از ۱۲۰۰۰ لایک صفحه را پر کرد. نظرات به سرعت بالا و پایین رفتند - برخی از بینندگان فریاد زدند: «اینجا خیلی جالب به نظر میرسد، من هم میخواهم بیایم!» برخی دیگر از Meizhou و Zhaoqing برای شرکت در این رویداد آمده بودند، در حالی که بسیاری به صورت آنلاین میپرسیدند: «آیا هنوز بلیط موجود است؟»
روی صحنه، جوایزی مانند پودر لباسشویی و مایحتاج روزانه به طور مرتب چیده شده بودند. این هدایا منعکس کننده مزایای سخاوتمندانه اعلام شده در طول رویداد، از جمله تخفیف برای خرید خودرو، ماشین لباسشویی و یخچال بود. روستاییان دور هم جمع شدند، جوایزی برنده شدند و از فضای جشن لذت بردند.
چینگ گه پس از کسب موفقیت در خارج از روستا، زادگاه خود را فراموش نکرد. او با سازماندهی چنین رویداد پر جنب و جوشی، انرژی را به جامعه بازگرداند و به ساکنان محلی هدایایی تقدیم کرد. این ارتباط صمیمانه با ریشههای خود، لایهای از گرمای مضاعف به جشنواره بهاره افزود.
پیوندهای روستایی که قلب را گرم میکنند
تجدید دیدارها و مرور خاطرات نیز از نکات ویژه جشنواره بهار امسال بودند. به طور اتفاقی، با یکی از همکلاسیهای دبیرستانم که هجده سال از زمان فارغالتحصیلیام او را ندیده بودم، آشنا شدم. در طول تقریباً دو دهه، گفتگوی ما در مورد آخرین اخبار زندگی پر از احساسات بود.
پس از رفع محدودیتهای همهگیری، اوضاع اقتصادی رو به وخامت گذاشت و او برای دنبال کردن فرصتها به ژجیانگ نقل مکان کرد. فرزندش برای مدرسه در زادگاهش ماند. چالشهای کار در دوردست و درماندگی جدایی از خانواده در هر جملهای که او میگفت، پنهان بود.
وقتی در مورد برنامههای شغلی صحبت کردیم، اطلاعات استخدامی شرکتم را با او در میان گذاشتم. شرکت ما بر روی کانکتورهای الکترونیکی و آنتنهای RF تمرکز دارد و در حال حاضر به دلیل رشد سریع کسب و کار، در حال استخدام نیرو است. سمتهایی مانند مدیر تجارت خارجی و نماینده فروش تجارت خارجی با سالها تجربه او در توسعه بازار مطابقت دارد. این شرکت در شنژن با حمل و نقل مناسب واقع شده است و اگر او به آنجا ملحق میشد، میتوانست هم از تخصص خود استفاده کند و هم به فرزندش در خانه نزدیکتر باشد.
نسل ما همچنان در میان امواج زمانه حرکت میکند - برای زندگی و خانواده سخت تلاش میکند. واقعیتها و چالشهایی که با آنها روبرو هستیم، به خالصترین احساساتی تبدیل شدهاند که در طول جشنهای بهاری به اشتراک گذاشته میشوند. با این حال، وقتی به صحنههای پر جنب و جوش روستا و چهرههای خندان اعضای خانواده نگاه میکنیم، مشخص میشود که مهم نیست زندگی در بیرون چقدر دشوار باشد، زادگاه هر کس همیشه امنترین بندر خواهد بود.
در اوقات فراغتم، قدم زدم دهکده آبی جینلین، یک روستای باستانی لینگنان با بیش از ۱۷۰۰ سال قدمت. در زمستان گرم، جذابیت منحصر به فرد خود را به نمایش میگذاشت. محیط زیست حتی زیباتر شده است - آب زلال در اطراف روستا جریان دارد، درختان کهن سر به فلک کشیدهاند و فانوسهای قرمز از شاخهها آویزان هستند. تکههای ترقههای پراکنده در مسیرهای سنگی، فضای جشن و سرور شدیدی را به وجود آوردهاند. بازدیدکنندگان از مکانهای مختلف برای گشت و گذار آمدهاند و در نقاط دیدنی محبوب عکس میگیرند و باعث میشوند میراث فرهنگی روستای باستانی بیش از هر زمان دیگری زنده به نظر برسد.
شادی کودکان، تأثیرگذارترین منظره در دهکده آبی بود. دو کودک خردسال که هودیهای قرمز پوشیده بودند، با خوشحالی کنار نهر بازی میکردند، روی ساحل سنگی چمباتمه زده بودند و با چوبهای کوچک آب را تکان میدادند. موجها در سطح آب پخش میشدند در حالی که یکی از پسرها با صدای بلند میخندید و نام دوستش را صدا میزد. یک نهر ساده و چند برگ افتاده کافی بود تا قلبهایشان را از شادی لبریز کند. بعداً در بازار محلی، پشمک صورتی به خوراکی ویژه آنها تبدیل شد. آنها با چشمان بسته، گاز بزرگی از این شیرینی پفدار میگرفتند و اجازه میدادند طعم شیرین از لبهایشان به قلبهایشان منتقل شود - و این به یکی از درخشانترین خاطرات جشنوارههای بهاری دوران کودکی تبدیل شد.
کودکی شاد، خاطرهای شیرین
شاید تأثیرگذارترین لحظات، گرمای روزمرهای بود که با خانواده به اشتراک گذاشته میشد. مدتها بود که مادرم را در حالی که اینقدر آزادانه میخندید، ندیده بودم. در حیاط خانه روستاییمان، او یک راکت بدمینتون برداشت و شروع به بازی با پسرش کرد. او که معمولاً مهربان و کمحرف بود، به طرز شگفتآوری چابک از آب درآمد و مسابقه بین جوان و پیر به طور مساوی متعادل بود. با هر چرخش راکتها، خنده تمام حیاط را پر میکرد.
نور خورشید گرم و ملایم بود و بر دوبیتیهای سرخ جشن بهار و دیوارهای سفید حیاط و همچنین بر چهرههای سرزندهی آنها میتابید. در آن لحظه، گرمای زندگی خانوادگی از هرگونه شکوه دنیوی فراتر میرفت.
پیوند عمیق بین پدربزرگ و مادربزرگ و نوه
با فرا رسیدن شب، آتشبازیها آسمان را روشن کردند. جرقههای طلایی در تاریکی مطلق میدرخشیدند و نور را در سراسر آسمان میتاباندند. لبهها با هالههای بنفش کمرنگ میدرخشیدند، در حالی که رگههای قرمز به سمت بالا و در دل شب زبانه میکشیدند - درخشان و پرشور.
آتشبازیها زیبا اما زودگذر هستند، درست مانند روزهای جشنواره بهاری - کوتاه اما ارزشمند. آنها شاهد شیرینی حلقههای شکر، سرزندگی روستای باستانی و لبخندهای شاد خانواده بودند. آنها همچنین احساسات تجدید دیدار و امیدهایی را که برای زندگی داریم، به همراه داشتند.
آتش بازی و گرما
این جشنواره بهاری هیچ رویداد دراماتیکی نداشت، با این حال پر از لحظات کوچک و زیبای بیشماری بود: سادگی و سرزندگی زندگی روستایی، گرمای همراهی خانواده، احساسات پیچیده تجدید دیدار و تأملات صمیمانه در مورد زندگی.
آتشبازیها زود خاموش میشوند، اما محبت پایدار است. زمان میگذرد، اما گرما باقی میماند. تجربیات این بهار گرم در طول سال اسب ۲۰۲۶ به یکی از ارزشمندترین خاطرات قلب من تبدیل خواهد شد. با حمل این گرما و روحیه پر جنب و جوش زادگاهم، با آرامش به سمت سفرها و امکانات سال جدید رهسپار خواهم شد.




